تنظیم وقت مشاوره
 اقامت کانادا-کانادا  اقامت کانادا-صفحه اصلی
در روز مصاحبه آقاي پيمان . ب در استانبول چه گذشت؟

در روز مصاحبه آقای پیمان . ب در استانبول چه گذشت؟

 


لطفا خودتون رو معرفی کنید،


من پیمان . ب متولد 1363 در رفسنجان هستم.مدرک تحصیلیم کارشناسی رادیولوژی هست.


در چه تاریخی برای مهاجرت به کانادا اقدام کردید؟


من دقیقا اسفند 89 در اولین سمینار برگذار شده توسط kap  شرکت کردم،و در همان ماه قرارداد بستم.


تارخ مصاحبه و تاریخ رفت شما به ترکیه چه روزی بود؟هتل محل اقامتتون چه نام داشت؟


25 سپتامبر به ترکیه رفتم،27 سبتامبر ساعت 9.30 صبح مصاحبه داشتم.محل اقامتم هتل بیر بی در منطقه آکسارای بود.از هتل تا میدان تکسیم یک کورس با تاکسی راه بود و از آنجا تا هتل هیلتون پارکسا هم پیاده می شد رفت و هم با تاکسی .در واقع مسیر ها خیلی سرراست بود این طور نبود که خیلی پیچیده باشه.


افسر مصاحبه شما چه کسی بود؟


آقای ژان لوک پواسون .


در مورد شرایط روحی خودتون در روز قبل از مصاحبه و طول جلسه توضیح بدید؟


در واقع من یک تور پنج روزه برای رفتن به ترکیه گرفته بودم ،از دو روز قبل از مصاحبه ترکیه بودم تا هم کمی استراحت کرده باشم و هم از استرس خودم کم کنم،ولی خوب کم و بیش تا شب قبل استرس در من وجود داشت.چون به هر حال در این راه دو سال زحمت کشیده بودم و تو یک ساعت مصاحبه باید همه توانایی هامو نشون می دادم.جدای از مدارکی که آدم همراه خودش می بره خود شخصیت فرد و توانایی صحبت به زبان فرانسه خیلی موثر است.اون روز صبح ساعت 5.30 صبح از خواب بیدار شدم و بعد از استحمام به سمت هتل مصاحبه رفتم .حدود یک ساعت و نیم قبل از شروع مصاحبه در محل بودم.چند نفر بودند که روز قبل مصاحبه کرده بودند و تعدادی هم همون روز مصاحبه داشتند.به هر صورت استرس حداقل از یک ساعت قبل خیلی طبیعیه.اما من سعی کردم به یاد بیارم زحمت هایی که تا حالا کشیدم،
افسر های مصاحبه در اون روز سه نفر بودند دو تا خانم و یکی هم اقای پواسون بود که راس ساعت من رو صدا زد ،اتاق مصاحبه طبقه دوم هتل بود زمانی که داشتیم از پله ها می رفتیم بالا با هم احوالپرسی کردیم او از من پرسید کی به ترکیه اومدم،در کل چند تا سوال عمومی که مربوط به همون روزای اخیر می شد از من پرسید.بعد وارد یک اتاق شدیم به من گفت که بنشینم . در اونجا یک میز بزرگ بود و یک لپ تاپ.من وقتی برخورد ایشون رو دیدم خیلی آروم شدم.من هر کار که می خواستم انجام بدم قبلش اجازه می خواستم چون این طور مسائل خیلی براشون مهم است.من مدارکم رو روی میز گذاشتم ،ایشون اول خودشون رو معرفی کردند،یک تابلو کوچک هم روی میز بود که اسم و فامیلشون روی آن نوشته شده بود.
بعد گفت ما در حدود یک ساعت در مورد اقامت شما صحبت خواهیم کرد،اگر قبول بشید همین جا به شما خواهیم گفت چرا ،و اگر قرار باشه رد بشید باز هم به شما می گوییم که علتش چیست.گفتند که شما دو سال در دانشگاه تهران رشته رادیولوژی درس خوندید ،مدرکش رو از من خواست بهمراه ریز نمرات،دو سال دانشگاه زاهدان بودم ،مدرک اون هم با ریز نمرات از من گرفتند .مصاحبه من 45 دقیق طول کشید و در حدود 30 دقیقه اون رو فقط ما با هم صحبت کردیم.من پیشنهادم اینه که در فاصله ای که ایشون مدارک رو چک می کنند هم صحبت کنند تا ایشون بدونند که سطح زبانشون در چه حدی است و می تونند فرانسه صحبت کنند.
بعد در مورد سابقه کارم از من مدارک خواست،من چون دو سال سابقه کاریم که در بیمارستان بود همزمان با دوران سربازیم بود، استرس داشتم که بگند چرا سربازیت با کارت یکی شده سابقه کار برات بحساب اومده ولی بیمه بحساب نیومده.من در این مورد آماده شده بودم که در جواب چه بگویم که چون خدمت سربازی یک وظیفه عمومی هست بیمه بحساب نمی یاد اما سابقه کار بحساب اومده،من مدارکش هم داشتم هم از کارگزینی بیمارستان ،و هم رضایت نامه کتبی بخش رو داشتم.اما خوشبختانه دراین زمینه از من ایراد نگرفتند.
 بعد سوابق کاریه دیگه رو از من خواستند،بعد گفتند در مورد بازار کاری که شما می خواهی در اون شغل فعالیت کنی اطلاعات داری؟می دونی که چطوری باید وارد بازار کار بشی؟
یکی از بخش های مهم مصاحبه بنظر من بازار کار و اطلاع از شغل مورد نظر توی کشور کاناداست.در مورد رشته هایی که نظام مند هستند مثل رادیولوژی و پرستاری  بهتر هستش که بچه ها خودشون توی اینترنت سرچ کنند،من تمام مراحل برای نظام مند کردن حرفه ام را به ایشون گفتم.حتی من تاریخچه انجمن رایولوژی را سرچ کرده بودم و آماده کرده بودم .شاید در مورد این موارد از من مستقیم سوال نمی کرد اما اگر من خودم در جایی احساس می کردم (با توجه به میمیک چهره افسر) توضیح می دادم ،چون اگر یکم دقت کنی از حرکات افسر متوجه می شید که چه نکاتی بیشتر برایش اهمیت دارد.
به من گفت با چه دستگاه هایی مربوط به حرفه ات کار کردی؟ من با انواع دستگاه های این حرفه مثل سی تی اسکن،ام آر ای ،رادیوگرافی و ... کار کردم و همه را توضیح دادم.
من مدارکم را جایی گذاشتم که در تیررس نگاه آفیسر باشد.من در مورد نرخ بیکاری ،نرخ کار،بازار کار و خیلی موارد دیگر سرچ کرده بودم به همراه نمودار هایش،تمام اینا رو طوری گذاشتم که آفیسر بتونه ببینه.
خیلی برام جالب بود که اونا به یک بعد نگاه نمی کردند ،چون من در زمینه موسیقی هم فعالیت داشتم،عضو انجمن موسیقی هستم و از کارهایی که انجام داده بودم یک سی دی با خودم برده بودم.این موضوع برای آفیسر خیلی جالب بود.اگر کسی فعالیتی غیر از رشته اصلیش داشته باشه می تونه تاثیر گذارباشه.
بعد گفت حالا یکمی به زبان انگلیسی صحبت کنیم.حتما یکی از دقدقه های همه ی بچه ها اینه که ما که یکسال فرانسه خوندیم انگلیسی صحبت کردن برامون یکمی سخته.من به آقای پوآسون توضیح دادم که در حال حاضر به زبان فرانسه بهتر از انگلیسی صحبت می کنم.
به زبان انگلیسی سوالات عمومی پرسیدند،اینکه چند سالته ،چند تا خواهر و برادر داری و ....
بعد گفتند که من یک سوال انگلیسی می پرسم شما به فرانسه جواب بدید.از من پرسیدند زبان فرانسه رو کجا خوندید.من مدرک tcf داشتم که در این لحظه به ایشون دادم  و امتیاز زبان رو گرفتم.
بعد پرسیدند بیمارستان های جایی که برای اقامت انتخاب کردید می شناسید،آدرس هاشون رو بلدید،من در این مورد هم سرچ کرده بودم و اسم چند تاشون رو با موقعیت مکانیشون گفتم.
در مورد سرچ کاری هم من مطالبی با خودم برده بودم اسم چند تا از سایت های کاریابی در کانادا رو ذکر کردم .بیشتر می خواستند که من در این موارد صحبت کنم.در واقع می خواست مطمئن بشه که من در این زمینه اطلاعات دارم.


لهجه آفیسر چطور بود؟ براحتی صحبت های ایشون را متوجه می شدید؟


لهجه آفیسر خیلی خوب بود،خیلی شمرده به فرانسه صحبت می کرد .اگر اغراق نباشه می تونم بگم در اون 45 دقیقه تمام واژه ها رو متوجه شدم وخیلی راحت تونستم جواب سوالات ایشون رو بدم.خیلی شمرده شمرده صحبت می کردند ،حتی اگر یک جایی احساس می کرد حرفی رو متوجه نشدید خیلی آهسته تر تکرار می کرد.یعنی اصلا نگران نباشید که اگر جایی رو متوجه نشدید همه چی تموم شده ،نه ، باز هم برای شما مطالب رو تکرار می کنند.بچه هایی که واقعا زبان رو خوب کار کرده باشند هیچ مشکلی نخواهند داشت .


سوال متفرقه نیز از شما پرسیدند؟


من برای هر نوع سوال متفرقه ای که شما فکرش را بکنید خودم را آماده کرده بودم.اما ایشان سوال متفرقه خاصی از من نپرسید.ولی لزومی نداره که چون از من نپرسیده از دیگران هم نپرسد من پیشنهاد می کنم به بچه ها که از همه لحاظ آماده باشند.


برای موفقیت خود چه کارهایی انجام دادید؟


متاسفانه من چون در کرمان زندگی می کردم برام کمی سخت بود اما kap  من رو در جریان همه کارگاه ها ی آموزشی می گذاشت. اما قبل از مصاحبه در کارگاه های رزومه نویسی ،کاریابی و کارگاه مصاحبه شرکت کرده بودم.
من در کلاس مصاحبه آزمایشی نیز شرکت کرده بودم که بنظرم برایم خیلی مفید بود،می خواستم خودم رو محک بزنم ببینم تو این یکسال و نیم که زبان خوندم چطور از پس این کار بر میام.تا قبل از اینکه به این کلاس بیام بیشتر روی رشته و بازار کار و این موارد تمرکز داشتم  ولی وقتی در این کلاس شرکت کردم خیلی سوالات دیگه برام پیش اومد،می تونم بگم تو اون کلاس من فقط دو تا صفحه a4  فقط یادداشت کردم که برم در این مورد هم تحقیق کنم.من به بچه ها پیشنهاد می کنم در کلاس مصاحبه آزمایشی  kap حتما شرکت کنند.حتی اگر در دورترین نقطه کشور زندگی می کنند ،در این کلاس شرکت کنند چون واقعا برای من کارساز بود.


از روز اقدام برای مهاجرت تا روز دعوت به مصاحبه kap  تا چه در موفقیت شما  تاثیر گذار بود و چقدر شما را همراهی کرد؟


این کار یک کار پر دقدقه ای است وکیل خوب داشتن خیلی به آدم کمک می کند،بیاید روراست باشیم هر کس در روز اولی که می خواد قرار داد ببنده باید فکر همه سختی های راه رو کرده باشه ،ولی خوب خیال من راحت بود ازاین جهت که مدارکم یک جای خیلی معتبر هست. kap موسسه ای هست که با وزارت کار در ارتباط است.سمینار ها رو بچه هااگر می تونند حتما شرکت کنند خیلی موضوعات در این جلسات براشون روشن می شه.در این مسیر شاید یک سری اتفاق ها بیفتد که دست هیچ کس نیست ولی من خیالم راحت بود.من هر وقت با موسسه تماس می گرفتم،کوچکترین سوالی که داشتم ، مسئولین با خونسردی تمام با من صحبت می کردند و من رو راهنمایی می کردند.از این بابت ازشون ممنون هستم.

بعد از اینکه آفیسر به شما اعلام کرد قبول شدید چه احساسی داشتید؟


راستش من برای این موضوع از قبل تمرین کرده بودم ،در کارگاه مصاحبه هم به ما گفته بودند که چطور برخورد کنیم اگر گفتند رد شدیم یا قبول شدیم.باید خونسردی خودمون رو حفظ می کردیم.چون اونها نیروی کاری که بدردشون بخوره مطمئنا رد نمی کنند.زمانی که به من گفت مدارکت رو جمع کن (قبلش به من گفته بودند اگر پرینتر روشن شد بدونید که دارند csq شما رو وارد می کنند و قبول شدید ،در این فاصله ممکن است بخواهند شما رو بسنجند ) سعی کردم کنجکاوی نکنم و ساکت بمونم که باعث نشه سوال دیگه ای ازم بپرسه تا نظرش عوض بشه.بعد خودش گفت شما زبانتون خیلی خوبه سعی کن برای بهتر شدنش تلاش کنی ،شما قبول شدید.اون لحظه من احساس غرور کردم و حتی اشک تو چشام جمع شد اما اجازه ندادم کسی متوجه بشه ، خدا رو شکر کردم که جواب زحمت هامو گرفتم.خدا جواب هیچ زحمتی رو بی پاسخ نمی گذاره.تمام خستگی های این راه از تن من بیرون رفت.
زمانی که من می خواستم قرار دادم رو دردفتر kap امضا کنم به من گفتند که این یک راه پر زحمتی هست اگر می تونی قدم بردار . kap واقعا با آدم روراست برخورد می کنه.
قبول شدن به این معنا نیست که دیگه بهترین زندگی در کشور کانادا برایت فراهم می شه ،مطمئنا دو تا پنج سال اول سال های سختی خواهد بود آدم باید دست پر بره ،جدا از مسائل مالی باید علمش رو همراه خودش ببره.من  تمام سعی خودم رو می کنم در دو سال اول به زندگینم سرو سامان بدم و دست پر برگردم.شعار kap اینست که شما همیشه لایق بهترین ها هستید ،این حرف ها خیلی رو آدم تاثیر می گذاره و حرف های خیلی بزرگی هستش.


کسانی که خیلی زحمت کشیدند بدونند که نزدیک به 70 درصد موفقیت توی روز مصاحبه داشتن اعتماد بنفس است ، در آخر برای کسانی که این راه را در پیش گرفتند آرزوی موفقیت می کنم .

 

 


kap نیز برای شما آرزوی موفقیت دارد

 

 

 


کلیه حقوق این نوشته متعلق به موسسه کاریابی بین المللی 'کارسازان آریان پارس' می باشد
نقل قسمتی یا کل مطلب در وب سایت ها و وبلاگ ها بدون ذکر منبع و ثبت لینک این موسسه غیر مجاز بوده و پیگرد قانونی دارد.استفاده از این مطلب در کتاب ها و جزواتی که به چاپ می رسند نیازمند اخذ اجازه ی کتبی می باشد.

بازدید از این صفحه : 8062