تنظیم وقت مشاوره
 اقامت کانادا-کانادا  اقامت کانادا-صفحه اصلی
مصاحبه با خانم غزال . ط

مصاحبه با خانم غزال . ط

 
لطفا خودتون رو معرفی کنید


من غزال . ط هستم.رشته تحصیلیم پرستاری و مجرد هستم.در حدود دو سال پیش برای اخذ اقامت کانادا از طریق ایالت کبک اقدام کردم.

تاریخ رفت شما به ترکیه و تاریخ مصاحبه شما چه زمانی بود؟


من در تاریخ 4 نووامبر به ترکیه رفتم و پنج نووامبر روز مصاحبه من بود.

هتل محل اقامت شما به هتل محل مصاحبه نزدیک بود؟


بله از هتل محل اقامت من تا هتل هیلتون پارکسای در حدود 15 دقیقه راه بود و من برای رفتن به آنجا مشکلی نداشتم.

از لحظات قبل از مصاحبه و چگونگی شروع مصاحبه توضیح دهید،آیا نگرانی یا استرس داشتید؟


اصلا،راستشو بخواهید من اصلا احساس نگرانی و استرس نداشتم و با اعتماد بنفس خوبی در مصاحبه شرکت کردم.تمام کسانی هم که می دیدم از مصاحبه بیرون می آیند یا روز قبلش مصاحبه داشتند از شرایط راضی بودند و موفق شده بودند.اونها می گفتند آفیسر ها خیلی برخورد دوستانه ای داشتند و فرصت کافی به متقاضیان برای پاسخگویی به سوالات داده می شد،خیلی سوالات متفرقه و دور از انتظار نمی پرسیدند.
آفیسر من هم که یک خانم نسبتا جوونی بودند.


اسم آفیسر چی بود؟


راستش اسمش دقیق تو خاطرم نیست،ایشون اسم من رو صدا کردند و با هم به طبقه زیر همکف هتل رفتیم،من یک ساک دستم بود که مدارکم رو داخلش گذاشته بودم ایشون گفتند خیلی سنگین نیست ؟من گفتم نه،گفت اولین بار هست که به استانبول می آی؟گفتم بله،ایشون گفت نظرت چیه؟گفتم خیلی شهر قشنگیه.


بعد رفتیم تو اتاق نشستیم ،یک میز نسبتا بزرگ بین من و آفیسر بود.بعد گفتند که من چند تا سوال می خوام از شما بپرسم در مورد مهاجرتتون به کبک،بعد گفت اگر جایی رو متوجه نشدید بگید که دوباره تکرار کنم حتی اگر با کلمات نتونستم به شما منظورم رو برسونم از بادی لنگوایج استفاده می کنم.


(آفیسر با لهنی مهربون و خیلی نرم با من صحبت می کردند)


بعد از من پاسپورتم رو خواست که بهشون دادم.بعد نگاه کردند به کشورهایی که من رفته بودم گفتند که شما به اندونزی،مالزی و آذربایجان رفتید انیها چطور کشورهایی بودند ؟آیا با دوستانتون به این کشور ها رفتید؟


بعد گفتند که آیا در ایران خانم ها برای این که از کشور خارج بشوند باید از کسی مثل پدر یا شوهر اجازه بگیرند؟من گفتم که چون بسن قانونی رسیدم اجازه از پدرم لازم نبود اما کسانی که ازدواج کردند از همسرشون باید اجازه بگیرند.


بعد اصل مدرک لیسانسو ریز نمرات رو از من خواستند.به من گفتند با توجه به اینکه اکنون در بخش دیالیز کار می کنی دوست نداشتی در بخش دیگه ای مثل کودکان کار می کردی؟من اول می خواستم بگم که از بچه ها زیاد خوشم نمی یاد اما با خودم گفتم پاسخ خوبی نیست ،گفتم با توجه به اینکه تجربه ام تو بخش دیالیز بیشتر هستش ترجیح می دم تو این بخش کار کنم اما اگر مجبور باشم در بخش کودکان هم کار می کنم .
بعد اصل مدرک پیش دانشگاهی ،دیپلمم و کارت نظام پرستاری ام رو از من خواست.بعد سابقه بیمه و شرح وظایف یا همون گواهی کار رو از من خواست.


بعد سرچ های مختلف در مورد کبک رو از من خواست.من در مورد همه چیز اطلاعات جمع کرده بودم ،مثلا در مورد کد شغلی،سیستم سلامت و بهداشت کبک،سرچ های کاری،بازار کار کبک،رشته شخصی خودم که دیالیز بود،فرهنگ کبک،سیستم آموزشی کبک،سرگرمی مردم کبک،آب و هزینه های زندگی در کبک و هر چیزی که فکرش را بکنید من تحقیق کرده بودم و پرینت گرفته بودم.


نحوه لباس پوشیدن شما در روز مصاحبه به چه صورت بود؟


من یک کت و شلوار زغالی رنگ پوشیده بودم و کاملا لباسم پوشیده بود .تمام خانم هایی هم که اون روز برای مصاحبه اومده بودند لباس های پوشیده بر تن داشتند و اکثرا کت و شلوار ساده پوشیده بودند.از قبل هم به ما گفته بودند اصلا آرایش غلیظ نکنید و سعی کنید ساده و مرتب بنظر برسید.


آقایون هم که کت و شلوار پوشیده بودند و بسیار ساده بودند.


لهجه آفیسر چطور بود ؟آیا شما می توانستید کلمات را براحتی متوجه شوید؟


لهجه آفیسر خیلی خوب بود یعنی سرعت صحبت کردن ایشون طوری بود که من براحتی متوجه لغات می شدم و بیار شمرده شمرده صحبت می کردند.در ابتدای مصاحبه هم گفتند به من که هر جای صحبت من رو که متوجه نشده بگو که تکرار کنم.چند مورد هم پیش اومد که من متوجه منظورشون نشدم و ایشون خیلی آهسته تر مجددا برای من تکرار کردند.


برای آمادگی در روز مصاحبه از قبل چه اقداماتی کرده بودید؟


من شنیده بودم که مهم ترین موضوع این است که بخودتون مسلط باشید .در این راه معلم فرانسه و کارگاه های kap مخصوصا قسمت سوم که آقای تنهایی در مورد روز مصاحبه و نحوه لباس پوشیدن صحبت کردند به من خیلی کمک کردند و برای من کاربرد بیشتری داشت و نکات مفیدی رو یاد گرفتم.البته این نظر من هستش.


قبل از مصاحبه فکر می کردید که قبول شوید ؟


راستش بله،من از مدت ها قبل احساس می کردم که قبول می شم.روزی هم که می خواستم برم مصاحبه رفتم جلوی آیینه و به خودم گفتم که تو امروز می ری مصاحبه و حتما قبول می شی که همین طور هم شد.در واقع از لحظه ای که روی صندلی نشستم و با آفیسر صحبت کردم خیلی راحت شدم و احساس آرامش پیدا کردم.از تنها چیزی که می ترسیدم اخلاق آفیسر بود که بد اخلاق  و خشک نباشه.اما از لحظه ای که با آفیسر صحبت کردم دیگه صد در صد مطمئن شدم که قبول می شم.لحظه ای هم که بمن گفت قبول شدم شاید باورتون نشه خوشحال شدم  ولی خیلی هیجان زده نشدم ،فقط ازش تشکر کردم  ایشون بمن گفتن تا زمانی که ویزاتون بیاد به خوندن زبان ادامه بده چون در کار شما دانستن زبان بسیار مهم است،چون در کبک دیگه کسی آروم صحبت نمی کنه و همه لهجه های قوی دارند.


در پایان چه پیشنهادی برای دیگر دوستانتان دارید که روز مصاحبه را پیش روی دارند ؟


من فقط بهشون پیشنهاد می کنم که اگر مدارک کاملی دارند ،زبان هم در حد نرمال یاد گرفتند و در کل تمام سعی خودشون رو در این راه کردند اصلا نگران نباشند چون اشتباهات کوچک رو نادیده می گیرند.مثلا آفیسر بمن گفت تاریخ سال میلادی اکنون 2012 هست در این تاریخ چگونه است؟من اشتباها گفتم 1991 ،تا وقتی که اومدم بیرون متوجه اشتباهم نشده بودم ،بعد یهو یکه خودم که من تاریخ رو اشتباه گفتم ولی ایشون در اون لهظه اصلا توجهی به اشتباه من نکرد.پس نگران اشتباهات کوچک خود نباشید کافیست اونها متوجه شوند که کلیات مهارت زبانی شما در حد متوسط است.فقط بخودتون مسلط باشید مطمئن باشید قبولی شما صد در صد است.


برای همه آرزوی موفقیت می کنم و خدانگهدار


kap نیز برای شما آرزوی موفقیت می کند

 


کلیه حقوق این نوشته متعلق به موسسه کاریابی بین المللی 'کارسازان آریان پارس' می باشد
نقل قسمتی یا کل مطلب در وب سایت ها و وبلاگ ها بدون ذکر منبع و ثبت لینک این موسسه غیر مجاز بوده و پیگرد قانونی دارد.استفاده از این مطلب در کتاب ها و جزواتی که به چاپ می رسند نیازمند اخذ اجازه ی کتبی می باشد.

بازدید از این صفحه : 7708